محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

637

اكسير اعظم ( فارسى )

و غليظ سائل شود و آنچه بشريان رسد خون رقيق اشقر برآيد و آنچه در گوشت بود از آن رطوبت لزج غليظ سرخ كدر سائل باشد و بسيار باشد كه يك ناصور را دهن متعدد باشد و امر شناخت او دشوار گردد كه آيا يك ناصور است كه چند جا سر كرده يا هر واحد ناصور علىحده است و فرق فيما بين آن است كه اگر رطوبت خارج از دهنهاى متعدد و رنگ اشفق باشد بايد دانست كه ناصور واحد است . و اگر در رنگ مختلف باشد مثلًا از ذهنى زرد و از ديگر سفيد برآيد توان دانست كه هر واحد ناصور جداست و رنگ ناصور مختلف بود سفيد و كبود و سرخ و مانند آن . و بعضى گويند كه ناصور منجمله قروح عسر الاندمال است و آن از قروح متقاومه است كه از روز انفجار چهل روز بر آن بگذرد و آن را غور عميق و دهن او تنگ باشد و قعر او وسيع و در آن گوشت سخت سفيد بر جوانب او بود و با آن درد بسيار نبود گاه باشد كه از سيلان بايستد و خشك شود و گاه بود كه دهن او فراهم آيد و بند گردد باز سر كند و سيلان نمايد بالجمله اين مرضى است در هر عضوى كه افتد آن را فاسد سازد . علاج پنبهء كهنه به شراب تر نمايند و بشياف غرب آلوده در آن نهند و يا به گلاب كه خاكستر چوب انگور در آن آميخته باشند بشويند و يا به آب درياى شور يا به آب صابون كه در آن اندك زرنيخ و نوشادر آميخته باشند بشويند و علاج غرب كنند و يا بعد شستن پنبهء كهنه به شراب تر كرده و بذرور اصفر كه از انزروت و صبر و مرمكى و دم‌الاخوين و كندر و افيون و زعفران ساخته باشند آلوده در قرحه نهند تا آن‌كه به شود و بيخ سوسن در آب سائيده در ناصور گذاشتن آن را مندمل كند . و اگر مفسد نشود بشكافند و گوشت فاسد را دور كنند و به آهن يا به ادويهء اكاله داغ كنند و يا مراهم مدمله نهند . ذكر ادويهء مفرده و مركبه كه ناصور را نافع است : عسل و زنگار مخلوط و كذا ايرسا به عسل و كذا شب و نمك مساوى و كذا زرنيخ زرد در روغن گل و كذا چرك نقره و ذرور برگ عليق و براز طفل خشك سائيده تا سى مرتبه استعمال كردن و نهادن چوب خربق سياه تا سه روز در ناصور و كذا آب بارتنگ تازه تنها يا با نمك بزراقه و ذرور خشك آن و كذا بيخ آن و كذا نهادن چوب صنيان يك شبانه روز در ناصور و پر كردن ناصور بصبر در شراب كهنه پخته و زراقهء آن به آب بارتنگ و كذا پر كردن سرگين گنجشك به زيت سرشته و كذا پرسياؤشان مثل غبار سوده يا آب آن يا خاكستر آن و كذا اسرب سوخته و كذا قلقند و كذا قلقطار و كذا دارچينى و قردمانا مساوى و كذا آب غوره در ظرف مسى بىقلعى در گرما به آفتاب داشته تا منقعد گردد و كذا زهرهء خرس و كذا پيه آن و كذا چرم كهنهء پاپوش سوخته و كذا بول انسان به دستور آب غوره منعقد ساخته و كذا ابوال اهل كه از عرب مىآورند و كذا خارپشت بتمامه سوخته و كذا خبازى به نمك خائيده و كذا اشنان و كذا خون غراب و كذا قنطوريون دقيق و كذا قلقطار و كذا پوست بيخ مثنان از هر يك فتيله ساخته و بخور تخم گندنا و ضماد اقحوان و روغن آن و كذا خرنوب بنطى به عسل و كذا روغن بادام تلخ و قطور آن و اكل سركهء عنصل با طعام و زراقه آن در ناصور هر واحد نافع ناصور است . ديگر براى ناصور از بياض استاد مغفور روغن نيب را داغ كرده صابون لاهورى ورق ورق كرده اندازند تا حل شود بر ناصور بگذارد . ديگر چهپكلى در روغن سرشف بسوزند و آن روغن صاف كرده تنها يا خاكستر سم ماده گاو و خاكستر چرم ته كفش مساوى آميخته حل كرده استعمال نمايند . ديگر تخم كونچ مقشر كرده دو دام باريك سائيده قرص بسته در نيم پاو روغن كنجد بسوزانند بعده روغن صاف كرده در ناصور چكانند . ديگر حكيم على گويد كه اين دوا در نواصير بدن همه جا آزموده است و ناصور چشم دردى و سينه و جز آن را نافع است و يك مرتبه در ناصور مقعد نيز نافع آمده بگيرند چينى شكسته و باريك سائيده از پارچه سفت بگذرانند و به آب برگ نيب تر كرده بر ركابى پهن كرده گذارند تا خشك شود باز سائيده به آب مذكور تر كرده به دستور خشك كنند همچنين سه نوبت به عمل آورده باريك سائيده و ناصور پر كنند به غايت عجيب و نافع است و تا ده مرتبه كم ناصور باشد كه خوب نشود . و اگر ناصور غائر باشد و سر آن تنگ بود اول دهان او را بتوتياى هندى يا مرهم زنگار و ديگر تيزاب فراخ كنند بعد از آن رداى مذكور استعمال نمايند . ديگر مجرب زردچوب خشك كرده در آب مهاور غليظ بسايند به آهستگى تا حل شود فتيلهء پنبهء به آن آغشته در ناصور نهند . ديگر استخوان گربه با شير عورت سائيده در ناصور نهند به شود . ديگر سم اسپ را بسوزند و خاكستر آن باريك ساخته بدارند و اول روغن كتان بر ناصور مالند پس آن خاكستر افشانند . و اگر ناصور دور و فروتر باشد فتيله به روغن و خاكستر آلوده نهند و خاكستر مذكور يا جغرات سرشته در ناصور نهادن نفع تمام دارد . ديگر كه ناصور مزمن را مجرب است پوست مار بسوزند و خاكستر آن بگيرند پس پارچه يا پنبه در شير درخت بر آلوده خاكستر مذكور باريك سوده بر آن پاره يك طرف اندازند و بر ناصور گذارند چنانچه آن خاكستر و سوراخ ناصور باشد و بعد سه روز آن پهايه بردارند . ديگر جهت ناصور ديرينه بگيرند سگ بچهء چشم ناگشوده و آن را در پاچك دشتى خاكستر كنند و صلايه كرده بر زخم